ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
232
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
سلبت معاجرهن و اختلست * ذات النقاب و نوزع الشف فكانهن خلال منتهب * در تكشف دونه الصدف سلك تخوف لطمه قدر * نوهى فصرف الدهر مختلف هيهات بعدك ان يدوم لنا * عزوان يبقى لنا شرف أ فبعد عهد اللّه تقتله * و القتل بعد امانه سرف فستعرفون غدا بعاقبة * عز الإله فاوردوا وقفوا يا من يخون نومه ارقا * هدت الشجون و قلبه لهف قد كنت لى املا غنيت به * فمضى وحل محله الاسف مرج النظام و عاد منكرنا * عرفا و انكر بعده العرف و الشمل منتشر لفقدك * و الدنيا سدى و الباب منكشف يعنى : اى مردى كه بهترين افراد خاندان خويش است حتى اگر آنها ادعاى بهترى كنند باز تو بالاترى . من بر تو سخت متاسف و متاثر هستم ( بر فقدان تو ) . خدا مىداند كه من داراى جگر سوخته و ديده گريانم . اگر من اندوهناك و مصيبت زده باشم در باطن دردهاى ديگرى دارم كه بيش از آنچه به زبان آوردم . چرا تو براى بىنياز كردن ما جاويد نماندى و چرا ديگرى ( بجاى او ) نابود نشد . تو باقى مانده و خلف خلفاء گذشته بودى . بعد از تو خليفه مانند تو نخواهد آمد در حالى كه بوجود او نيازمند خواهيم بود . خاندان تو بعد از خوارى زنده نمانند من منتظر وقايع ديگر خانواده تو هستم عهد پيغمبر را بباد دادند و حال اينكه پرده داشت كه آن را دريدند . خويشان تو پراكنده و دور شدند همه بخوارى خود اعتراف مىكنند . حرمت پدر خود را نفله كردند . پردگيان حرم همه مويه كنان و زنان فرياد زنان مىباشند زنان پاى خود را مكشوف كردهاند . دوشيزگان مدهوش شدند .